العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
318
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
ما با يك ديگر آمديم تا بر در خانهء من رسيديم . من گفتم : ايها الامير ! اگر صلاح ميدانى پياده شو و مرا شرفياب و گرامى بدار و از غذايم بخور . مختار گفت : اى منهال ! تو به من ميگوئى : امام زين العابدين چهار دعا كرد كه خدا آنها را بدست من اجراء كرد . سپس به من ميگوئى : غذا بخورم ! ؟ امروز روز روزه گرفتن است كه من روزه بگيرم و خدا را براى اين توفيق سپاسگزار باشم . اين حرمله همان كسى بود كه سر مبارك امام حسين را آورده بود . 2 - نيز در همان كتاب از مدائنى نقل مىكند كه گفت : مختار بن ابو عبيدهء ثقفى شب چهارشنبه كه چهارده شب از ماه ربيع الآخر سال ( 66 ) قمرى باقى مانده بود در كوفه خروج كرد . مردم طبق دستور . قرآن و سنت پيغمبر اعظم اسلام صلى اللَّه عليه و آله سلم و تقاص خون حضرت حسين بن على و اهل بيت آن حضرت عليهم السلام و دفاع از ضعفاء با مختار بيعت كردند . شاعر در اين باره گفته : 1 - و لما دعا المختار جئنا لنصره * على الخيل تردى من كميت و اشقرا 2 - دعا : يا لثارات الحسين فاقبلت * تعادى بفرسان الصباح لتثأرا 1 - يعنى هنگامى كه مختار دعوت كرد ما براى نصرت او در حالى كه بر اسبهاى راهوار و كميت و سرخ رنگ سوار شده بوديم آمديم 2 - دعوت كرد و گفت اى خونخواهان حسين ! سواران در موقع صبح بسرعت براى خونخواهى امام حسين متوجه وى گرديدند . مختار بر عبد اللَّه بن مطيع كه از طرف ابن زبير فرماندار كوفه بود خروج كرد و او را با يارانش در حالى كه شكست خورده بودند از كوفه اخراج نمود . سپس مختار تا ماه محرم سنهء ( 67 ) قمرى در كوفه اقامت كرد . سپس مختار به تهيهء لشكر شروع كرد و بسوى ابن زياد كه در ارض جزيره بود فرستاد . مختار ابو عبد اللَّه جدلى و ابو عمارهء كيسان را سرپرست ياران خود نمود . ابراهيم بن اشتر را دستور داد تا متوجه ابن زياد گردد و او را امير لشكر قرار داد .